تبليغاتX
کسب درآمد از اینترنت

کسب درآمد از اینترنت

بالا بردن امار

سکسي عالم السکس العربي ايران عکسهاي لختي عکسهاي سوپر عکس سکس ايراني عکسهاي سکسي ايراني فيلم سکسي لخت زن دختر جنده عکس دخترهاي ايراني,عکس زنان ايراني عکس ايراني عکس کس ايران سکس پستون ايران سکس فيلم سکسي ايراني ايران سکسي سکسولوجي سکسولوژي داستان سکسي ايران666 آميزش عبور از فيلتر آنتي فيلترگالري عکس سکسي بوس محسن افلاکي رضا رنجبران مهرشاد خشايار اعتمادي قاسم افشار آريا مهرداد طيار امير تاجيک فرهاد جواهر کلام ناصر عبداللهي عليرضا عصار سعيد شهروز هوتن جوادي پويا ميرمحمدي شهاب و سين عليرضا پارس اميد جبلي منوچهر طاهرزاده مازيار عصري علي فاتح پيمان کياني آرش بامداديان مهدي دارابي کاوه پرهام سلطان مهراج محمدي عرشيا امير داميگاه حسين زمان شهرام فرشيد بهرام پائيز عباس حسن‌زاده علي تفرشي داريوش خواجه‌نوري افشين فتحي فرمان فتعليان تورج پيرزاد رهان شهاب حيدري کريم علي‌نيا مجيد تکلو حميد طالب‌زاده رضا يزداني ماني رهنما محمد اصفهاني محمدرضا عيوضي هومن نبوي وحيد اميري امير کريمي گرده آريان شادمهر عقيلي ياور اقتداري چنگيز حبيبيان فرزين حامد مقدم رسول نجفيان داود ناقور شروين گروه راما مهرزاد پسران آفتاب مهدي رضوان پيمان رسولي ثمين بهنام صفاريان فرزاد خردمند شهريار بهنام علمشاهي اشکمهر امير مسعود خادم هومن بختياري آقا کثيري ابراهيمي افتخاري اويسي امير قاسمي بديع زاده بسطامي بنان تاج‌اصفهاني سيلاني صالح عظيمي صديف خواجه اميري ( ايرج ) خوانساري دوامي دردشتي رحيمي رستميان رشيدي رفيعي رفعتي زند وکيلي کرامتي گودرزي گلپايگاني ( گلپا ) شجريان شهيدي عارف قوامي محمودي خوانساري محمديان ناظري نوري نوريان يزدانيان بچه هاي ايران معجزه حبيب-محمد جوني احمدرضا نبي زاده تب کوير شهرام صولتي حاليته؟ پوي روي حمير مهتاب عشق شايان فقط با تو مهرداد عکس فوري کامبيز شکلات آيدين صد راد بيادم باش آندو اسم مرا صدا کن شاني مخمل سندي تق شقايق شقايق ابي افشين اميرآرام اندي بلک کتس بيژن مرتضوي پيروز ,حبيب ,داريوش ,دلکش ,سامان ستار سرژيک شکيلا شهره شهياد عارف کورش يغمايي گوگوش فرامرز اصلاني فرشيد امين فرزين مرجان معين مهستي ويگن هايده هلن ابراهيم مولائي ايلخچي; عشق آباد محله زندگي نوش نيايش سوالات تستي ادبيات رياضي aفيديو کليب سکسي,,مواقع,,موقع,من,فنانات,سکس لبناني,بنات,العسکري,عن,زينب,سکس فيديو,عرب,عربيات,سکس نيک,سکس ايران,سکس خليجي,arab banat,شهوة الجنسِية,برتني سبير,سکس امريکي,صـــــــدام حسيــــــن,سکس مجاني,قصص سکسي,عربى,دردشه سکسي,arab nude,سکس مصري,أحسن مواقع سکسيه,best arabic sexy site,سکس بنات ايراني,iran cekaf,سکس العرب,سکس اطفال,سکس عربيات,زن لخت,عکس سوپر,فيلم سکسي ,خاطرات سکسي ,عکس سکسي ,داستان سکسي,داستانهاي سکسي ,سکس ايراني ,ماهواره,عکسهاي سکسي,ياهو ,رقص شرقي,بهترين داستان سکسي,جوک ,جنده,گوگل,اخبار,عکس جوک ,هديه تهراني ,جيگر ,حشري ,عبور از فيلتر ,داستان سکس ,رقص,صدام حسين ,دختر,اسلام,عکس سکس هنرمندان ايراني ,بي بي سي ,فيلم سکس ,مدل لباس ,عکس سکسي ايراني ,ايران خودرو ,موسيقي ,دانلود,گوگوش,عشق,,تصاوير سکس,دوربين مخفي ,دانلود نرم افزار,پستون,دوست يابي ,نرم افزار ,موبايل,عکس دختر ,خاطرات سکس ,سوپر,چت,دانشگاه پيام نور ,دي جي مريم ,سوالات کنکور 83 ,آشپزي ,سايتهاي ايراني ,فيلم سوپر ,ليلا فروهر ,دانلود فيلم ,کامپيوتر,سينما,گوگل فارسي,جنسي,داستان سکسي ايراني ,جک ,ايران سکس ,محمد,ايران ,بورس,پستانسکسي,سکس,صور,عربي,فيديو کليب سکسي,مواقع,موقع,من,فنانات,سکس لبناني,بنات,,سکس فيديو,عرب,عربيات,سکس نيک,سکس ايران,سکس خليجي,arab banat,شهوة الجنسِية,برتني سبير,سکس امريکي,صـــــــدام حسيــــــن,سکس مجاني,قصص سکسي,عربى,دردشه سکسي,سکس مصري,أحسن مواقع سکسيه,سکس بنات ايراني,سکس العرب,سکس اطفال,سکس عربيات,زن لخت,عکس سوپر,فيلم سکسي ,خاطرات سکسي ,عکس سکسي ,داستان سکسي,داستانهاي سکسي ,سکس ايراني ,ماهواره,عکسهاي سکسي,ياهو ,رقص شرقي,بهترين داستان سکسي,جوک ,جنده,گوگل,اخبار,عکس جوک ,هديه تهراني ,جيگر ,حشري ,عبور از فيلتر ,داستان سکس ,رقص, ,دختر,اسلام,عکس سکس هنرمندان ايراني ,بي بي سي ,فيلم سکس ,مدل لباس ,عکس سکسي ايراني ,ايران خودرو ,موسيقي ,دانلود,گوگوش,عشق,,تصاوير سکس,دوربين مخفي ,دانلود نرم افزار,پستون,دوست يابي ,نرم افزار ,موبايل,عکس دختر ,خاطرات سکس ,سوپر,چت,دانشگاه پيام نور ,دي جي مريم ,سوالات کنکور 83 ,آشپزي ,سايتهاي ايراني ,فيلم سوپر ,ليلا فروهر ,دانلود فيلم ,کامپيوتر,سينما,گوگل فارسي,جنسي,داستان سکسي ايراني ,جک ,ايران سکس ,محمد,ايران ,بورس,پستان,امام علي ,شجريان ,مترجم,آموزش سکس ,فيلتر فیلم سکسی بهنوش بختیار , عکس سکسی , فیلم سکسی , چسبیدم بهش ,

+ نوشته شده در  جمعه 1388/12/28ساعت 12:17  توسط بردیا  | 

کمک به بیمار سرطانی

سلام دوستان عزیز

از تمام دوستان و مسلمانان عزیز خواهش میکنم برای درمان یک هم وطن که از سرطان رنج می بره

کمکهای نقدی خودشون را در حد وسع خود به این حساب واریز کنند

منیژه غیاثوند 6280231203569347

من هم 100 هزار تومان دادم شما هم به این بیمار کمکی هر چند ناچیز بکنید

اگر واریز کردید به id من یا تو نظر ها به من خبر بدهید تا زود تر پول را به خوانوادش برسونم.

id : reza_cherchil_2006

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 13:28  توسط بردیا  | 

معتبرترین سیستم کسب درآمد با حقوق ماهیانه ( 500 ریال به زای هر کلیک + 1000 ریال به ازای معرفی

هو الرزاق


چنانچه دارای سایت یا وبلاگ یا به دنبال کار در منزل با حقوق ثابت و ماهیانه و کسب درآمد هستید با عضویت در این سایت اقدام به نمایش تبلیغات نمایید و به ازای هر کلیک بازدیدکنندگان برروی تبلیغات تا سقف 500 ریال بعنوان پورسانت دریافت نمایید.همچنین با معرفی این سیستم به دیگران و عضویت آنها از طریق شمابه ازای هر کلیکی که بر روی تبلیغات آنها می شود مبلغ ثابتی از طرف سایت به پورسانت شما اضافه خواهد شد و بدین صورت شما به یک حقوق ماهیانه و مادام العمر دست خواهید یافت.


برخی از امکانات سیستم تبلیغاتی اوکسین ادز :
کلیه اعضاء در سیستم تبلیغات اوکسین ادز دارای رتبه بندی بر حسب ستاره می باشند که این رتبه بندی بر پایه امتیازات کسب شده توسط اعضاء لحاظ می شود.نحوه محاسبه امتیازات به عواملی مانند تعداد کلیکهای شما، تعداد افراد عضو شده در سایت از طریق شما(زیر مجموعه ها)، گزارش تقلب افراد متخلف و امتیازهای تشویقی از طرف مدیر بستگی دارد.جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید به صفحه "نرخنامه سیستم" مراجعه نمایید.

کسب درآمد از طریق زیر مجموعه گیری :

در صورتی که کاربر از طریق شما ثبت نام ، و فعالیت خود را آغاز نمود ، مبلغ 1000 ریال به عنوان حق معرفی سایت ، و به ازای هر کلیکی که از سایتهای کاربر دعوت شده ثبت شود ، مبلغ 10 ریال به حساب شما اضافه خواهد شد که بدین صورت شما به یک درامد ثابت ماهیانه و مادام العمر دست خواهید یافت.( مبلغ 10 ریال ممکن است متغیر باشد)

بعنوان مثال اگر به طور میانگین روزی 10 نفر از طرف شما عضو سیستم شوند و هر کدام از آنها در بدترین حالت روزی فقط 100 کلیک هم داشته باشند در یک ماه شما درامدی بالغ بر 4650000 ریال معادل چهارصد و شصت و پنج هزار تومان فقط از طریق زیر مجموعه ها و آن هم در ماه اول بدست خواهید آورد.

برای شروع عضو گیری می توانید از صفحه دریافت کد معرفی سایت استفاده نمایید.

از دیگر امکانات سایت می توان به تنوع بسیار زیاد تبلیغات متنی و گرافیکی اشاره نمود به عنوان مثال تبلیغات متنی بصورت موضوعی(دسته بندی شده) و در قالب لینک باکس های متعدد و به شکل ثابت، متحرک،لینک باکس کوتاه و غیره ارائه شده اند .همچنین تبلیغات گرافیکی هم بصورت دسته بندی شده و در سایزهای مختلف در اختیار اعضاء قرار گرفته است.توجه نمایید که پس از قرار دادن کد تبلیغات در سایت یا وبلاگ خود کلیه تبلیغات اعم از متنی و گرافیکی به صورت اتوماتیک تغییر خواهند کرد که همین امر موجب بالا رفتن آمار کلیکها و درامد شما می شود.

 

برای عضویت روی oxinads در انتهای صفهه کلیک کید

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/29ساعت 16:20  توسط بردیا  | 

برای دلم نوشته ام ...و برای تو

برای دلم نوشته ام ...و برای تو

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي

آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي

فداي مهربونيات چه میکني با سرنوشت

دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشتم

حال من رو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه

جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه

ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه

از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم کمه

ديشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون فرياد زدم

يا تو بيا يا من و پيشت برسون فداي تو!

نمي دوني بي تو چه دردي کشيدم

حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم

رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي

قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي

نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت

براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت به خاطرت مونده

يکي هميشه چشم به راهته

يه قلب تنها و کبود هلاک يه نگاهته

من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره

بعدش خبر ميدن بيا که داره دوستت ميميره

روزات بلنده يا کوتاه دوست شدي اونجا با کسي

بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي

يه وقت من و گم نکني تو دود اون شهر غريب

يه سرزمين غربته با صد نيرنگ و فريب

فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نکنه

غم غريبي عزيزم زرد و شکستت نکنه

چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني

تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشکني

اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون

منم تو رو سپردم دست خداي مهربون

راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم

رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم

از وقتي رفتي آسمونمون پر کبوتره

زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره

غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه

سرفه هاي مکررم مال هواي دوریه

گلدون شمعدونی مونم عجیب واست دلواپسه

مثه یه بچه که بار اوله میره مدرسه

تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره ؟

دلت می خواد می اومدم یا تنها رفتی بهتره

از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون

همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون

یادت می آد گریه هامو ریختم کنار پنجره

داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره

یادت میآد خندیدی و گفتی حالا بذار برم

تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم

امروز دیدم دیگه داری من رو فراموش می کنی

فانوس آرزوهامونو داری خاموش میکنی

گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست

با این که من خوب می دونم جواب نامه با خداست

عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه

یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه

تنها دلیل زندگی با یه غم دوست دارم

داغ دلم تازه میشه اسمت و وقتی می آرم

وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر

مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هیچ وقت نگیر

حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه

تو رفتی و من غریب شدم چه دنیای عجیبیه

زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه

دیوار خونمون پر از سایه ی غصه و غمه

تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه

مگه نگفتی همه جا ماله منی تا همیشه دلم واست شور می زنه

این دل و بی خبر نذار تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار

فکر نکنی از راه دور دارم سفارش میکنم

به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش میکنم

اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب

که هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب

می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن

نورشونو بدرقه پاکی خنده هات کنن

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/21ساعت 12:36  توسط بردیا  | 

اجازه هست عشق را معنی کنیم؟

 

 

اجازه هست عشق را معنی کنیم؟

عشق یعنی بغض بی پایان من
عشق یعنی حسرتی در جان من
عشق یعنی حرف های پیش و پس
عشق یعنی ظلم بی رحمانه بس
عشق یعنی دست های گرم تو
عشق یعنی هر چه دارم سهم تو
عشق یعنی بی قراری های من
عشق یعنی هر گناهی پای من
عشق یعنی آرزوی دیدنت
عشق یعنی فرصت بوسیدنت
عشق یعنی لحظه ی دلواپسی
عشق یعنی کی به دادم می رسی
عشق یعنی با دلم بازی نکن
عشق یعنی قصه پردازی نکن
عشق یعنی این جدایی ساده نیست
عشق یعنی درد من درد بدی ست
عشق يعني حسرت شبهاي گرم
عشق يعني ياد يک روياي نرم
عشق يعني يک بيابان خاطره
عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره
عشق يعني گفتني با گوش کر
عشق يعني ديدني با چشم کور
عشق يعني تا ابد بي سر نوشت
عشق يعني اخر خط بهشت
عشق يعني گم شدن در لحظه ها
عشق يعني ابي بي انتها
عشق يعني يک سوال بي جواب

عشق يعني درد و محنت در درون
عشق يعني يك تبلور يك سرود
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني يك شقايق غرق خون
عشق يعني زاهد اما بت پرست
عشق يعني همچو من شيدا شدن
عشق يعني همچو يوسف قعر چاه
عشق يعني بيستون كندن بدست
عشق يعني آب بر آذر زدن
عشق يعني چون محمد پا به راه
عشق يعني عالمي راز و نياز
عشق يعني با پرستو پرزدن
عشق يعني رسم دل بر هم زدن
عشق يعني يك تيمم يك نماز
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني مستي و ديوانگى
عشق يعني خون لاله بر چمن
عشق يعني شعله بر خرمن زدن
عشق يعني آتشي افروخته
عشق يعني با گلي گفتن سخن
عشق يعني معني رنگين كمان
عشق يعني شاعري دلسوخته
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني سوز ني آه شبان
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحطه هاي ناب ناب
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هر چه بيني عكس يار
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني با جهان بيگانگى

عشق يعني يك سلام و يك درود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/20ساعت 12:47  توسط بردیا  | 

عشق تنها یکبار می آید

عشق تنها یکبار می آید

سنگ در برکه می اندازم و می پندارم...
به همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد...
کی به انداختن سنگ پیاپی در آب...
ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت...؟؟!!
عشق تنها یکبار می آید...

آری عشق تنها یکبار می آید...
و عشق همانی بود که به تو ورزیدم...
آری حقیقتاْ همان یکبار بود...
و از بس بدان آویختم...که دیگر ندیدم...
راهی جز فدای تو شدن...
جز از برای تو بودن... از تو خواندن و در تو ماندن...
چه شبها که چهره ات را دیدم و پرده ها را کشیدم تا مبادا ماهتاب من روشنی اتاقی دیگر باشد...

و چشمانت را پرستیدم...

تا مبادا ستایش کردنت را از یاد ببرم...

و بر دستانت در خیال بوسه ها زدم...

تا مبادا فراموشم شود زخم هایی که برایم بستی...
غافل از حضورت...

درخیالم ساختم بتکده ای که تنها بت آن اندام تو بود...

کتاب عبادتم دستان مهربانت که خط به خط سختی هایت را از بر می کردم و از دستان پر چینت می ربودم...

بوسه ای نثارش می کردم...
اشکهایم برای چشمان الماس تو بود و زخم دلم برای اشکهای تو...

که چگونه التیام دادی دل داغدیده ام را تا مبادا لحظه ای غمگین نباشم...

و می دانم که سحر بود و افسون...
دلم را همین جا...

همین امشب در پای بت اندامت پیشکش می کنم تا بتپد در پای تو که گناه است اگر بیندیشی که این دل در سینه ی من آرام دارد...

و تنها در درون سینه ی من جان دارد...

چرا که این دل از تو وام دارد حیاتش را...
امشب از بتکده ام به میخانه می روم تا...

بسازم رویایی از بودنت...

و با خیال آسوده سر بر بالین نهم...

چرا که نبودنت سخت می شکند مرا...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/18ساعت 14:43  توسط بردیا  | 

خسته شدم

 

 

خسته شدم

خسته شدم بس که دلم دنبال يک بهونه گشت
بس که ترانه خوندم و برگ زمونه برنگشت

بازم کلاغ غصه ها رفت و به خونش نرسيد

يکه سوار عاشق و هيشکي تو آينه ها نديد

حادثه عزيز من تنها تو موندني شدي

بين همه ترانه هام تنها تو خوندني شدي

دستاي سرد مو بگير سقف ما ديوار نداره

يه روز تو قهتي غزل دنيا ما رو کم مياره

من آخرين رهگذرم تو اين خيابون بلند

دير اومدم که زود برم دل به صداي من نبند

يه روز توي برق چشات خورشيد رو پيدا مي کنم

در شب تار و سوت و کور به آروزي من نخند

خسته شدم بس که دلم دنبال يک بهونه گشت

بس که ترانه خوندم و برگ زمونه برنگشت

بازم کلاغ غصه ها رفت و به خونش نرسيد

يکه سوار عاشق و هيشکي تو آينه ها نديد

حادثه عزيز من تنها تو موندني شدي

بين همه ترانه هام تنها تو خوندني شدي

دستاي سرد مو بگير سقف ما ديوار نداره

يه روز تو قهتي غزل دنيا ما رو کم مياره

من آخرين رهگذرم تو اين خيابون بلند

دير اومدم که زود برم دل به صداي من نبند

يه روز توي برق چشات خورشيد رو پيدا مي کنم

در شب تار و سوت و کور به آروزي من نخند

خسته شدم بس که دلم دنبال يک بهونه گشت

بس که ترانه خوندم و برگ زمونه برنگشت

بازم کلاغ غصه ها رفت و به خونش نرسيد

يکه سوار عاشق و هيشکي تو آينه ها نديد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/18ساعت 14:38  توسط بردیا  | 

::: عشق چیست ؟؟؟ :::

 

 

::: عشق چیست ؟؟؟ :::

به كودكي گفتند :عشق چيست؟
گفت : بازي
به نوجواني گفتند : عشق چيست؟

گفت : رفيق بازي
به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت
: پول و ثروت
به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟
گفت :عمر
به عاشقي گفتند : عشق چيست؟
چيزي نگفت آهي كشيد و سخت گريست
به گل گفتم: عشق چيست؟

گفت : از من خوشبو تره
به پروانه گفتم: عشق چيست؟

گفت :از من زيبا تره
به شب گفتم عشق چيست؟
گفت: از من سوزنده تره
به عشق گفتم تو آخر چه هستي ؟؟؟

گفت نگاهي بيش نيستم اگر از شما بپرسندعشق چيست ؟شما چه ميگوييد؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/15ساعت 13:1  توسط بردیا  | 

عشق

عشق

عشق،روزی هم به من سر می زند

مشت سبزش را به این در می زند

بند دل را می برد تا آسمان

وصل می سازد به انگشت زمان

زیر گوشم نغمه ها سر می کند

پیکرم را او معطر می کند

می روم با او به یک دنیای دور

در میان قایقی از جنس نور

ساقه دستانم ازپر می شود

بال پروازم مسیر می شود

سیل اشک اینک به دنبالم روان

وقت پروازم به سوی کهکشان

آه! این جا بوی لادن می دهد

حس وحالی بر دل من می دهد

مشت سبز عشق چون بردل نشست

لحظه های بودنم را او شکست

دردهایم یک به یک درمان گرفت

خستگی هایم همه پایان گرفت

سبز گشتم، سبزتر از برگ تاک

رستم از نو، مثل سبزه روی خاک

یادباران از دلم رفت و نماند

عشق، من را تابه این جاها کشاند

دیگر این جا من به یادت نیستم

گویی از آغاز، این جا زیستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/14ساعت 13:7  توسط بردیا  | 

کلام بزرگان

کلام بزرگان

شکسپیر: یابه اندازه آرزوهات تلاش کن یا به اندازه تلاش هات آرزوکن

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 13:15  توسط بردیا  | 

ناسای ایرانی!

 

ناسای ایرانی!

 

پروفسور محمد جمشيدي مدير برنامه هاي داخلي ايستگاه فضايي ناسا


فيروز نادري مدير برنامه اجرايي سياره مريخ در ايستگاه فضايي ناسا


حميد برنجي عضو پژوهشگران ايستگاه فضايي ناسا


قاسم اسرار عضو هيئت مديره ايستگاه فضايي ناسا


كاظم اميدوار عضو پژوهشگران ايستگاه فضايي ناسا


محمد جمشيدي مدير كنترل تكنيك ايستگاه فضايي ناسا


رضا غفاريان مهندس لابراتوار نيرو محركه جت ايستگاه فضايي ناسا


پروفسور پرویز معین رئیس موسسه مرکزی تحقیقاتی دانشگاه ناسا در آمریکا


پروفسور سمد حیاتی عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا


عبد الحميد كريمي در رابطه با ساخت موشك هاي فضايي در ناسا فعاليت دارد


خانم دكتر مقدم در آزمايشگاه پيشرانش جت در ناسا بر روي رادارها كار ميكند



حدود 70 الي 80 ايراني در ناسا فعاليت دارند

طبق اخرین اماری که گرفته شده و در روزنامه space چاپ شده, 43 درصد ناسا از پژوهشگران

ایرانی می باشد

به اين مساله افتخار كنيم يا به خاطر از دست دادن اين همه استعداد تاسف بخوريم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 13:12  توسط بردیا  | 

زندگي نامه بهنوش بختياري

 

زندگي نامه بهنوش بختياري

بهنوش بختیاری

بهنوش بختیاری بازیگری که در اکثر ساخته‌های مهران مدیری حضور داشته و با نقش‌های متفاوت بر محبوبیت خود در بین سریال‌های تلویزیون افزوده است.
بهنوش بختیاری متولد 29/2/1354 در بیمارستان اقبال تهران و ساکن شهرک ژاندارمری است.
پدرش بختیاری و مادرش تهرانی است. بهنوش عضو آخر یک خانواده 6 نفری است. یک خواهر و دو برادر بزرگ‌تر از خود دارد که هر سه متاهلند.
در رشته مترجمی زبان لیسانس گرفته و با توجه به علاقه فراوانی که به این رشته دارد به محض این‌که فرصتی پیدا کند، به سراغ این رشته و ترجمه متون می‌رود.
با توجه به شایعات فراوانی که در مورد ازدواج او بر سر زبان‌هاست هنوز مجرد است و به قول خودش شاید اصلا ازدواج نکند.

با مجموعه هوای تازه ساخته محمد رحمانیان پا به عرصه بازیگری گذاشت و بعد از آن در مجموعه‌های وکیل محله، خانه قدیمی، سایه‌ها و معجزه وکیل هم بازی کرد.
قبل از بازیگری به عنوان منشی صحنه فعالیت می‌کرد که این کار او را بسیار مسئولیت‌پذیر و منظم بار آورد که پایه‌گذار موفقیت‌های او در بازیگری بود.
سال 75 به مدت یک سال زیرنظر خانم مهتاب نصیرپور در مدرسه رسام هنر دوره یک ساله تئاتر را گذراند که به واسطه آن با ادبیات بازیگری آشنا شد.
به موسیقی علاقه فراوانی دارد، پدرش هم در این وادی کار می‌کند و یکی از دو برادرش هم در زمینه موسیقی فعال است.

در مجموعه زیر آسمان شهر(3) و ورود ممنوع ممنوع به عنوان دستیار کارگردان در کنار مهران غفوریان حضور داشت.
علاقه زیادی به فوتبال ندارد اما فوتبال‌های ملی رادنبال می‌کند در صورتی که فرصت پیدا کند به ورزش بدنسازی می‌پردازد.
علاقه‌ای به بیزینس ندارد. به قول خودش هر کسی جلوی او از پول و حساب و کتاب حرف بزند احساس می‌کند او سرگرم صحبت به زبان اسپانیایی است.
عاشق خطاطی است و خیلی دلش می‌خواهد این هنر را به صورت حرفه‌ای دنبال کند.
با توجه به مشغله کاری فراوان زیاد به کارهای خانه‌داری و آشپزی نمی‌رسد اما بسیار منظم و خوش‌سلیقه است. چلوکباب از غذاهای مورد علاقه اوست.
عاشق لهجه بختیاری پدرش است اما خودش به لهجه بختیاری صحبت نمی‌کند.
علاقه فراوانی به مسافرت دارد. آخرین مسافرتش به شهر مقدس مشهد بود و سرعین اردبیل به یادماندنی‌ترین نقطه‌ای بود که به مسافرت رفته است.


علاقه فراوانی به مطالعه دارد و تا فرصتی به دست آورد به مطالعه می‌پردازد. او عاشق مطالعه کتاب‌های روان‌شناسی و رمان است. آخرین کتابی که مطالعه کرده سلاخ خانه شماره 5 بود.
در دوران کودکی برخلاف بسیاری از بچه‌ها که خیلی شلوغ و شر هستند دختر آرام و دوست‌داشتنی بوده.
به موسیقی کلاسیک علاقه فراوانی دارد و از بین خوانندگان پاپ به صدای رضا صادقی، مرحوم ناصر عبداللهی و مازیار علاقه فراوانی دارد.
در صورتی که وقت کند به سینما می‌رود. او سعی می‌کند همه فیلم‌های روز را ببیند. آخرین فیلمی که در سینما دیده «وقتی همه خواب بودن» است.
علاقه فراوانی به مهمانداری هواپیما دارد. او پذیرایی در اوج آسمان را عاشقانه دوستدارد.
از خواندن شعر لذت می‌برد، اما اصلا نمی‌تواند شعر بگوید و یا شعر حفظ کند ولی بسیار روحیه رمانتیکی دارد.
آخرین کارهایش مستند ایرانگردی و کار 90 دقیقه‌ای «یک روزی زنجیرش رو پاره می‌کنم» ساخته آقای عباسی است که هنوز پخش نشده.
به بازی خانم‌ها ثریا قاسمی، مریلا زارعی، گوهر خیراندیش، لیلا حاتمی، سحر ولدبیگی و شقایق دهقان علاقه فراوانی دارد.
تا به حال در اکثر کارهای مهران مدیری به ایفای نقش پرداخته و در اکثر نقش‌هایش موفق ظاهر شده است، به هیچ عنوان از بازی کسی ایراد نمی‌گیرد و اهل بدگویی نیست.
برای بازی چندین پیشنهاد دارد که به خاطر بازی در مجموعه باغ مظفر به پیشنهادهایش جواب نه داده. او شرط بازی در کارهای روتین را متن و کارگردان و عوامل خوب عنوان می‌کند

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/05ساعت 12:3  توسط بردیا  | 

دو تا حیرون من و تو...

دو تا حیرون من و تو...

سردمه! و بازوهای تو خبر ندارن.
دلم تنگه و راه های بین من و تو خبر ندارن
.
گریه می کنم و چشمهای تو خبر ندارن
.
اینجا بارون میباره و پنجره های اتاق تو خبر ندارن
.
من هنوز دوست دارم و تو خبر نداری...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/05ساعت 12:0  توسط بردیا  | 

دوصتت دارم

 

دوصتت دارم

با -س- صابونی تا همه تو کفش بمونن

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/04ساعت 13:34  توسط بردیا  | 

دوستي چيست؟؟؟؟

دوستي چيست؟؟؟؟

دوستي يعني هميشگي باش

دوستي يعني بيمعرفت نباش

يعني تا اخر خط باهاش باش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/04ساعت 13:24  توسط بردیا  | 

عطش دیدار تو،

 

عطش دیدار تو، دیوانه ام کرده ...
به زمین و آسمان چشم می دوزم، اما انگار هیچ نیست
...
و شاید من هیچ نمی بینم؛

صادقانه بگویم در هر که می نگرم از تو نشان می جویم،

به هرکجا می رسم نام تو را می پرسم که مبادا عابر آن کوچه بوده باشی و من .... من مثل هربار دیر می رسم ....
این بار سنگینی که بر دوش گرفته ام ... چیست؟

چقدر از فاصله می ترسیدم و اکنون گرفتار آنم؛

چقدراز زمستان می ترسیدم و اکنون در بند آنم؛

چقدر از دوری می ترسیدم و حالا از عزیزترینم دورم، دور
...
مثل هربار .... دیر رسیدم ، دیر
...

اینجایی که منم ، باتو چقدر فاصله است ؟

چقدر فاصله تا دیدار؟ چقدر فاصله تا رسیدن؟

چقدر فاصله تا لمس دستهای نوازش توست؟

بگو.... ای مهربان ترین بگو...

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت 15:38  توسط بردیا  | 

زندیگم..........

تو که میدونی عشق منی دوست دارم

واسه چی پس تو میگی میخوام برم دیگه دوست ندارم

یادته اون روزا که دستت تو دسته من

حالا تو میخوای بری منو نمیخوای دلبر من

میدونی من بی کسم تو بودی همه کسم

زندیگم تو بودیو حالا من خارو خسم

چرا تو لج میکنی

ابروهاتو کج میکنی

زندگیم تموم شدش برای تو

عمر من حروم شدش به پای تو

واسه تو حاضر بودم ستاره هارو بشمورم

شهرو آتیش بزنم بیام بگم دوست دارم

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت 15:31  توسط بردیا  | 

من و تو

 

 

من و تو

من وتو با هميم اما دلامون خيلي دوره

هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره

نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه

چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره

من وتو،من وتو تو

هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم

خسته از اين قصه ها ييم هم صداي بي صداييم

نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما

يه عمره وعده ها رو داديم و حرف ها رو گفتيم

ديگه هيچي نمي مونه براي گفتن ما

گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه

ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طاقچه

گلاي قالي رنگ زرد پاييزي گرفتن

اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/01ساعت 12:44  توسط بردیا  | 

به خاطر تو

 

به خاطر تو

نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/01ساعت 12:40  توسط بردیا  | 

رفتی.......

 

رفتی.......

رفتی و تنهام گذاشتی

توی قلبم پا گذاشتی

تو که گفتی من می مونم

چرا رفتی و نموندی

حالا که تنهای تنهام

واسه دله خودم می نویسم

می نویسم تو کجایی

کی میایی کی میایی

تو که رفتی من اینجا تنهام

دیگه طاقتی ندارم

دیگه سخته بی تو موندن

بی تو هیچ معنای نداره

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 12:4  توسط بردیا  | 

در حسرت ديدار تو

 

در حسرت ديدار تو بگذار بميرم... دشوار بود مردن و روي تو نديدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و انوده شب تار بميرم... بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بميرم... ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو دگر بار بميرم... تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بميرم

**************

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 12:1  توسط بردیا  | 

تو را به ياد آن روز......

 

تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر

**************

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/27ساعت 12:24  توسط بردیا  | 

شايد يه کسي .....

شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني

**************

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/27ساعت 12:22  توسط بردیا  | 

شايد يه کسي .....

شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني

**************

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/27ساعت 12:22  توسط بردیا  | 

سرمايه ماورائي

سرمايه ماورائي هركس به اندازه حرفهائي است كه براي نگفتن دارد

 

فکر نکن دوستت ندارم.جون ميدهم به خاطرت

 

اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/26ساعت 15:52  توسط بردیا  | 

دو تا حیرون من و تو...

دو تا حیرون من و تو...

سردمه! و بازوهای تو خبر ندارن.
دلم تنگه و راه های بین من و تو خبر ندارن
.
گریه می کنم و چشمهای تو خبر ندارن
.
اینجا بارون میباره و پنجره های اتاق تو خبر ندارن
.
من هنوز دوست دارم و تو خبر نداری...

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/26ساعت 15:38  توسط بردیا  | 

دوصتت دارم..

دوصتت دارم

با -س- صابونی تا همه تو کفش بمونن

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/26ساعت 15:32  توسط بردیا  | 

دوستي چيست؟؟؟؟

دوستي چيست؟؟؟؟

دوستي يعني هميشگي باش

دوستي يعني بيمعرفت نباش

يعني تا اخر خط باهاش باش

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/26ساعت 15:29  توسط بردیا  | 

عطش دیدار تو،

 

 

عطش دیدار تو، دیوانه ام کرده ...
به زمین و آسمان چشم می دوزم، اما انگار هیچ نیست ...
و شاید من هیچ نمی بینم؛
صادقانه بگویم در هر که می نگرم از تو نشان می جویم،
به هرکجا می رسم نام تو را می پرسم که مبادا عابر آن کوچه بوده باشی و من .... من مثل هربار دیر می رسم ....
این بار سنگینی که بر دوش گرفته ام ... چیست؟
چقدر از فاصله می ترسیدم و اکنون گرفتار آنم؛
چقدراز زمستان می ترسیدم و اکنون در بند آنم؛
چقدر از دوری می ترسیدم و حالا از عزیزترینم دورم، دور...
مثل هربار .... دیر رسیدم ، دیر...

اینجایی که منم ، باتو چقدر فاصله است ؟
چقدر فاصله تا دیدار؟ چقدر فاصله تا رسیدن؟
چقدر فاصله تا لمس دستهای نوازش توست؟
بگو.... ای مهربان ترین بگو...

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/25ساعت 17:6  توسط بردیا  | 

تو که میدونی عشق منی

 

تو که میدونی عشق منی دوست دارم

واسه چی پس تو میگی میخوام برم دیگه دوست ندارم

یادته اون روزا که دستت تو دسته من

حالا تو میخوای بری منو نمیخوای دلبر من

میدونی من بی کسم تو بودی همه کسم

زندیگم تو بودیو حالا من خارو خسم

چرا تو لج میکنی

ابروهاتو کج میکنی

زندگیم تموم شدش برای تو

عمر من حروم شدش به پای تو

واسه تو حاضر بودم ستاره هارو بشمورم

شهرو آتیش بزنم بیام بگم دوست دارم

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/25ساعت 16:59  توسط بردیا  |